خنک باش و بارانی

خرید بک لینک
بچهها را سپردم به مادرم و آمدهام به کتابخانه نزدیک منزل. وقتی بچه داشته باشی آن هم دو تا، همه زندگیات خلاصه میشود در بچهداری. تقریبا به هیچ کار دیگری نمیرسی و همهی آن کارهای دیگر که قبلاً آزادا خنک باش و بارانی...

ما را در سایت خنک باش و بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:04

«من خود را دوست دارم، روی خود کار میکنم و خودسازی میکنم تا بتوانم با تمامیت و سرشار بودن خود به تو نزدیک شوم. من از خود مراقبت میکنم تا تو مجبور نباشی این کار را برای من انجام دهی. با سرشار بودن اس خنک باش و بارانی...

ما را در سایت خنک باش و بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:55

دیگر اصلا نمیتوانم رادیو آوا یا پیام را بشنوم، بخاطر حجم بالای تبلیغات! بین هر دو ترانه یا آوازی، به اجبار و مدام تبلیغات تکراری و اذیتکننده، به خوردمان داده میشود. چرا حق انتخابی برای ما وجود ندارد؟ این از وضعیت بی سر و سامان پیامکهای تبلیغاتی، این هم از رسانههای شنیداری. ظرفیت تحمل مخاطب چقدر فرض شده است؟
خنک باش و بارانی...

ما را در سایت خنک باش و بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:55

دیروز در برنامه کلاس مجردهای شبکه خبر، پرسش و پاسخی صورت گرفت که برای من جالب بود و آنقدری که یادم میآید، دختر خانمی پرسید که ارتباطمان با بچههای فامیل به چه نحوی باید باشد؟ گفتند: «سلام خاله. سلام خنک باش و بارانی...

ما را در سایت خنک باش و بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:55

عشق هر روز از یک جا سرِ آغازیدن میگیرد. یک روز از عطر خوش لوبیاهای سبز تازه که آهسته در تابه سرخ میشوند. گاهی از بوی بادمجان کبابی. یک روز از تماشای عاشقانه تابلوی خوشنویسی برادر جان، با نور ملایمی خنک باش و بارانی...

ما را در سایت خنک باش و بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:55

چند خطِ لطیف که میخوانم؛ لطیف میشوم! لطیف یعنی به آنکه به قضاوت آینه هر روز دارد تغییر میکند، عاشقم. یعنی لبخندی که روی لبم میآید بیبهانه است. یعنی ذوق بزرگتر از اندازه برای خیار و بادمجان محلی و مربای شقاقل شمال. یعنی چیدن با وسواس پرهای مغز کاهو و گوجه، چکاندن لیمو و پاشیدن سبزیهای معطر و تماشای باعشق همهٔ برکتهای سفره. این زندگی و این شادی، مدیون همهٔ نجواهاییست که اسم کوچک ما را هم، میان دعایشان بردهاند؛ دعایمان بدرقهٔ راهشان...

خنک باش و بارانی...

ما را در سایت خنک باش و بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:55

وقتی با دیدن یک اکیپ دانشجوی فشن و شلوغ و سر به هوا، توی هم میرود که چقدر بیمغزند؛ این منم که باید نرمَش کنم که عزیزم جوانی زیباست. لبخند بزنم و کیف کنم از تماشای اینکه با همین یک جملهٔ کوتاه، نگاه خنک باش و بارانی...

ما را در سایت خنک باش و بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:55

همیشه برایش میخوانم «نازترین, مرد جهان نشسته روبروی من». و کیف میکنم از غش غش خندهاش. چه فرقی میکند کداممان برای دیگری بخواند و کدام با ناز غش کند؛ مهم جریان عشق است. جریان عشق در تمام لحظات زندگی. مهم تجربهی لذت دو نفره است؛ کیفوری خوشایند اطمینان از خواستنی عمیق.

خنک باش و بارانی...

ما را در سایت خنک باش و بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:55

«بارالها، چه بسیار از بدی که از من دور کردی و چه بسیار از تعریف زیبا که سزاوار آن نیستم؛ پراکندی» خدایا ممنونم که به بیانِ گویا و قدرتمندی که در توانِ ذهنیام نبود، مجهزم کردی. در اوراق کتاب نیایشت، لذتی نایاب نهفته است. ای همه دارایی «تو کریمتری از اینکه از نظر بیندازی؛ کسی را که پرورش دادهای یا آنکه دور کنی کسی را که نزدیک خود کشیدهای، یا برانی آن را که به او جا داده یا به سوی بلا بسپاری آن را که به او کفایت کرده و رحم نمودهای»

خنک باش و بارانی...

ما را در سایت خنک باش و بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:55

از وقتی آمده در هم است. یخ و سرِ گلهگزاریهایش با هم باز میشود. از فشار مسئولیتهایش مینالد. از پدر و مادر و همسر و فرزند شکایت دارد. میدانم که هم حق دارد و هم ندارد. هم مسئولیت بر شانهاش هست و ه خنک باش و بارانی...

ما را در سایت خنک باش و بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:55

صفحه بندی